درباره من
کرمانج

سلام. همانطور که از نام درج شده در انتهای واژه های شناور این صفحه پیداست،‌کرمانج بودن هویت من است و من خود را به آن می شناسم. چند سالیست که با شعر درگیرم‌، با اینکه آیا شعر در این جامعه آنچنان کارکردی دارد؟ آیا شعر باید در خدمت مسائل جامعه باشد؟ و دقیق تر اینکه آیا مردمی که سال هاست هر روز فریب خورده اند و بازیچه بوده اند ، بار دیگر شعر می خوانند وشاعرانه زندگی می کنند؟ هیچگاه ادبیات و به خصوص شعر تا این اندازه برایم جدی نبوده است. و بی شک در جامعه ای که بسیاری از مردمش هر صبح به امید خفتن بیدار می شوند ، انگیزه داشتن وجدی بودن خود شعر است. ممنون که به شهر ما سر می زنید و گاهی اگر زمان ودیگر ملزومات براه بود نظر می دهید...
بایگانی
صفحات اختصاصی
تبصره واسه ترسیدن

سلام به همه ی دوستای گلی که دوستن!

این اولین تبصره ای که مطمئنا آخریش نیست!

تو این تبصره می خوام بگم ترسیدم.از چیشو نمی دونم، اما تغیر کوچیکی تو هدفم از راه انداختن این مثلا وبلاگ باعث شد یه ذره بترسم. از اینا (همین حکومتی رو میگم) نه! از کار خودمم نه. بلکه از مردمم.  َم آخر یعنی مردمی که منهم جزئی از اونام!!

خلاصه که ببخشین که اینجوری شد.امیدوارم تبصره های بعدیم تو زندگی به این سختی نباشه.