درباره من
کرمانج

سلام. همانطور که از نام درج شده در انتهای واژه های شناور این صفحه پیداست،‌کرمانج بودن هویت من است و من خود را به آن می شناسم. چند سالیست که با شعر درگیرم‌، با اینکه آیا شعر در این جامعه آنچنان کارکردی دارد؟ آیا شعر باید در خدمت مسائل جامعه باشد؟ و دقیق تر اینکه آیا مردمی که سال هاست هر روز فریب خورده اند و بازیچه بوده اند ، بار دیگر شعر می خوانند وشاعرانه زندگی می کنند؟ هیچگاه ادبیات و به خصوص شعر تا این اندازه برایم جدی نبوده است. و بی شک در جامعه ای که بسیاری از مردمش هر صبح به امید خفتن بیدار می شوند ، انگیزه داشتن وجدی بودن خود شعر است. ممنون که به شهر ما سر می زنید و گاهی اگر زمان ودیگر ملزومات براه بود نظر می دهید...
بایگانی
صفحات اختصاصی
شعر

من

 این شاعر تازه به دوران رسیده

غزل نمی گویم

ویا به سبک سایر عزیزان

مدرن تا پست مدرن را نمی جویم

 

هر آنچه نمی جویم و نمی گویم

نه از حسن انتخاب

که از ناتوانی این شاعر پای در راه است

وکفش های عاریه ام

نمایانگر درازای خَمدارِ این پرتگاه است

و شعر مجهول من

بی گمان

 تب دار هزاران آه است

 

در انتهای کلام

شاعری و شعر

در خمره ی جان و انبار اجتماع

می تواند که بنوشاندمان

نغمه های زندگی

در هجوم بی امان جام ها...