درباره من
کرمانج

سلام. همانطور که از نام درج شده در انتهای واژه های شناور این صفحه پیداست،‌کرمانج بودن هویت من است و من خود را به آن می شناسم. چند سالیست که با شعر درگیرم‌، با اینکه آیا شعر در این جامعه آنچنان کارکردی دارد؟ آیا شعر باید در خدمت مسائل جامعه باشد؟ و دقیق تر اینکه آیا مردمی که سال هاست هر روز فریب خورده اند و بازیچه بوده اند ، بار دیگر شعر می خوانند وشاعرانه زندگی می کنند؟ هیچگاه ادبیات و به خصوص شعر تا این اندازه برایم جدی نبوده است. و بی شک در جامعه ای که بسیاری از مردمش هر صبح به امید خفتن بیدار می شوند ، انگیزه داشتن وجدی بودن خود شعر است. ممنون که به شهر ما سر می زنید و گاهی اگر زمان ودیگر ملزومات براه بود نظر می دهید...
بایگانی
صفحات اختصاصی
نجوای ممنوعه

تا انتهای کهکشان های میلیونی

تا بلندای خدایان مجرد

تا پرده دریدن

از پیغمبران و اولیای رنگارنگ

تا تمیز دادن مرز های در هم رفته ی فقه و فلسفه

تا روشنایی

تا تو

چقدر مانده است؟!

آیا عمر بشری من...

آه...

خربزه آب است

خربزه آب است ...

 

 دوست مهربونی که همیشه از محبتش بهره بردم ، لطف کرد و این صفحه رو به روز کرد ، احتمالا نسخه ای که بدستش رسیده ، ناقص بوده ، پس عذرخواهی صمیمانه ام رو بپذیرید. و خواهش می کنم یکبار دیگه با اعمال تغییرات جدید یه نگاهی بهش بکنید. ممنونم.