درباره من
کرمانج

سلام. همانطور که از نام درج شده در انتهای واژه های شناور این صفحه پیداست،‌کرمانج بودن هویت من است و من خود را به آن می شناسم. چند سالیست که با شعر درگیرم‌، با اینکه آیا شعر در این جامعه آنچنان کارکردی دارد؟ آیا شعر باید در خدمت مسائل جامعه باشد؟ و دقیق تر اینکه آیا مردمی که سال هاست هر روز فریب خورده اند و بازیچه بوده اند ، بار دیگر شعر می خوانند وشاعرانه زندگی می کنند؟ هیچگاه ادبیات و به خصوص شعر تا این اندازه برایم جدی نبوده است. و بی شک در جامعه ای که بسیاری از مردمش هر صبح به امید خفتن بیدار می شوند ، انگیزه داشتن وجدی بودن خود شعر است. ممنون که به شهر ما سر می زنید و گاهی اگر زمان ودیگر ملزومات براه بود نظر می دهید...
بایگانی
صفحات اختصاصی
فرصتی برای رهایی از روز مردگی

دریا به من چه میدهد؟

 

در ازای غمهایم

 

- تمام حاصلم از بیست و چند سالگی ام -

 

که به آرامشش می سپارم ...

 

دریا اینجا

 

خدای من می شود!

 

خدایی که حضورش را

 

در لوله آب گرم

 

در هوای سنگینی که فرو می دهم

 

و حتی در غذاهای گرانی که می خرم

 

یادآور می شود ...

 

                                 ( چابهار - ساحل دریای عمان )

 

 

دوستت دارم

 

خیلی دوستت دارم

 

کاش میتوانستم ادعا کنم

 

که بیشتر از آنچه تو دوستم داری

 

میخواهمت

 

اما

 

استقامت بازوان من

 

محبتی که در چشمان تو دیده ام را

 

برابری نمی کند.

 

                                  ( ایرانشهر )