درباره من
کرمانج

سلام. همانطور که از نام درج شده در انتهای واژه های شناور این صفحه پیداست،‌کرمانج بودن هویت من است و من خود را به آن می شناسم. چند سالیست که با شعر درگیرم‌، با اینکه آیا شعر در این جامعه آنچنان کارکردی دارد؟ آیا شعر باید در خدمت مسائل جامعه باشد؟ و دقیق تر اینکه آیا مردمی که سال هاست هر روز فریب خورده اند و بازیچه بوده اند ، بار دیگر شعر می خوانند وشاعرانه زندگی می کنند؟ هیچگاه ادبیات و به خصوص شعر تا این اندازه برایم جدی نبوده است. و بی شک در جامعه ای که بسیاری از مردمش هر صبح به امید خفتن بیدار می شوند ، انگیزه داشتن وجدی بودن خود شعر است. ممنون که به شهر ما سر می زنید و گاهی اگر زمان ودیگر ملزومات براه بود نظر می دهید...
بایگانی
صفحات اختصاصی
یه چیزی که مهمه و می تونه مهم تر بشه!!

زنده گی یا زندگی ؟

 

گاهی جدار امید و نا امیدی ، در تنهایی کاذب خلاصه می شود . لحظات و حتی عمرهایی که پی جدال با امید می گذرد ، اما همزمان جبهه ناامیدی را نیز می کوبد ! فرصت های هیچ نخواستن ، نه خیر و نیکی و نه مرگ و نابودی!! اینجاست که تنها اجتماع شدن ، نوش دارویی است که طوفان سریع موج نخواستن نیکی و التهاب مرگ را کارگر می افتد. اما...

اما در بستر چنین بیماری که همه چیز ( همه بینش و همه عقل و...) را در چاله اشتباه و یا حداقل در کوره تردید می نهد ، می توان درست انتخاب کرد؟ و درست تر زندگی کرد؟

به نظر می رسد آدمی سراسر خودخواهی است و هر آنچه را که می خواهد در همراهی حضور خود و ترفیع منزلت خویش می طلبد.

 آیا چنین موجودی می تواند دست از بودن خویش بشوید و ناامیدانه مرگ و نیستی را آرزو کند؟

بی گمان چنین چیزی هرگز متصور نخواهد بود بلکه او در سایه آنچه ناامیدی می داند ، دست به نوعی معامله می زند. چنانکه دنیا و هر آنچه را در آن برای خود می داند ، قمار کرده و در هیجان تجربه آخرتی مترقی محو می گردد!!

اما چگونه می تواند کالایی چنین فرسوده و بلا استفاده را که خود از بهر جویی اش درمانده است ، مبادله نماید؟!

روشن است حتی اگر فرض شود غایت زندگی فردی ، درک هیجان اخروی باشد ، می بایست در دستیابی به بهترین زندگی دنیوی نهایت تلاش را داشت . چراکه نمی توان فردی را که حتی ازتجربه  هیجانِ تلاش ، تردید در موفقیت و ثانیه های قبل از موفقیت یا شکست ، که بسیار کوچک تر از هیجان آخرت لاادراک است ، سر باز زده است ، در چنین معامله ای که همانا غرق شدن در آخرت است ، صادق یافته و اطمینان حاصل نمود که آخرتش را نیز در گروی نادیده ای دیگر به حراج نخواهد گذارد؟!