برای بیست و سه سالگی ام...

 

 

شده ام دلقکی که چشم بسته سُر می خورد

 

توی تیک تیک ساعت 24 !

 

ساعتم کَر شده از

 

                   پژواک ثانیه های کور!!

 

به خودم می خندم

 

                 در حاشیه شعری بی عبور*

 

شعر من ، سالی را

   

               مانده در تاریکی ، غرق  در فریادی!!

 

و من اما ، سُر خوردم

 

     توی تیک تیک ساعت 24 ...

 

 

 

* ر.ک شعر نگاه کن ، که در آرشیو موجود است .این شعر را برای بیست ودو سالگی ام سروده بودم.

 

/ 13 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
- برما (بهنام جعفری)

حراج کردم همه رازهایم را یک جا دلقک شدم با دماغ پینوکیو و بوته گونی به جای موهایم آری گلم دلم حرمت نگه دار که این اشکها خون بهای عمر رفته من است سرگذشت کسی که هیچ کس نبود و همیشه گری می کرد بی مجال اندیشه به بغض های خود تا کی مرا گریه کند؟ و تا کی ؟! و به کدام مرام بمیرد آری گلم دلم ورق بزن مرا و به آفتاب فردا بیندیش که برای تو طلوع میکند با سلام و عطر آویشن.. ........................ در انتظار ردپای عبورت و گرمای حضورت .

رسول خزان بردر

سلام له برانگ کرمانج.خیلی خوشحالم کو تو ژی خه کرمانج زانی و ژ کرمانج دفاع اکی.بلاگ من ژی ژه کله من بردر ه.حتما ور قدمه ته له سر چاوان.اگر موافقی تبادل لینک کنی.مالاوا.

هما

سلام . داشتم كامنتهاي وبلاگ علي (سپندار ) رو ميخوندم كه با وبلاگ شما آشنا شدم. اومدم اينجا ديدم آزيتا هم دوست مشترك ما بوده . علي و آزيتا تنها دوستاي من در بيرجند بودن . دوستايي كه حالا نيستن و من هر لحظه از هراس بيرجند و تنهاييش و سكوت كوير گونش و فضاي زجر آورش آرزو ميكنم كاش ديگه هيچوقت مهر ماه نشه . كاش ... بدرووود...

kh.k

سلام دلم خيلي تنگته.

اعظم خندان

سلام به روزم خوشحال میشم از نظراتتون بهره مندم کنید[گل]

تورا در قریه هایی دوووور گل هایی به هم تبریک می گویند.... حلول سال بیست وچهارم جوادی مبارک. دوروود براجان...سه‌لامه‌ت و سه‌ربلند و رند بمینی. هاتی باغان,باری باران گول که‌نین له شاخئ داران هئستر که‌ته چاوئ یارن...

ئتفاقه‌ن ئه‌م

درود. پیام بغلی - پایینی- مال منه. ولی یادم رفت که سلام وپیام ونام رو با هم بذارم.اوون پیام,اینم نام.مال ئاوا.