سوال اساسی؟

سوال؟!

 

نفس بکش

تو ای امید من

تو ای سلاح و تیغ در نیام تن

نفس بکش و دم بگیر

در این هوای پر غبار

ز روضه های روضه خوان!!

قدم قدم

تلق تلق

نفس دگر نمانده است

و پیر مرد روضه خوان

و قصه های بی اساس

و پاسخی به یک سوال:

امید من در این سرا

و در هوای تازیان

چگونه سر برآورد؟!

و حکم مطلق خدا

ز دید روضه خوان ما:

امید تو

سرای تو

و غایت نگاه تو

به سوی جهل ممتد است!!

 

تو ای مرید باطلان

وقاحتت به حد رسید!!

 

از آنکه چشمه سار نور

تو را سراب می نمود

تو مرتدی از این قشون!!!

و جاهلی به علم هو!!!

 

نفس... نفس شماره زد

و آخرین نفس رسید

و کشته شد امید من  

در این هوای پر ز یاس...

/ 6 نظر / 7 بازدید
یه دوست

سلام. با اینکه سر به سر شدیم اما الان دیگه نمی تونم بی خیال شعرت باشم. پس منتظر باش. راستی یه دستی به سر و روی این صفحه بکشی بد نیست. خداحافظ

::خانه اندیشه::

سوختن كمال عشق است ، اما آنها كه سوختن پروانه در آتش شمع را كمال عشق می‌دانند كجایند كه سوختن انسان در آتش عشق را به نظاره بنشینند ؟!

سپاهی لایین

سلام عزیز دل برادر. کامنتت خوشحالم کرد وبعد که نشانی ات را دنبال کردم وبه وبلاگت رسیدم هم چشمم روشن شد ,هم دلم. جواد عزیزم.امید که هماره هدفمند, نیرومند وسربلند باشی. شعرهایت را خواندم وپیام سبز اندیشه ات را گرفتم.دفعه ی بعد که با حوصله وفرصت بیشتر بخوانم حتما چیزهایی در حاشیه شان خواهم نوشت. بادرود و بدرود.

berzo

[گل]

قلب تو

شعرات خوندم