پیر شدم وقتی که...

این روزها دلی برای نوشتن نمانده است، حتی بهار که هر سال پادر میانی می کرد بین ذهن مشوشم و قلب بیمارم، تا فرمان دهد به دست راست و چیزی از آب درآورد که شاید اسمش را بگذارند شعر، نتوانست کاری از پیش ببرد.

احساس کردم باز دارم به خودم ظلم می کنم، به صفحه سیاهی که  روزهای سختی تنها پناهگاهم بود، هر چند در سالی که گذشت باد کمی از غلظت ابرهای آسمان شهر کاست و رنگش روشن تر شد اما هنوز همان شهر سیاه است...

شهر این روزها تنهاست، رونقی ندارد. انگار تک تک الفبایش لال شده اند. انگار جارچی شهر یا دیگر خیلی خوشبخت شده است یا مرده است...

خیلی دلم می خواهد خیال کنم  برای کسانی مهم است که مدتی است دیوارها را رنگی دگر نپوشانده ام.

و یک قطعه قدیمی:

 

پیر شدم وقتی که...

 

اولین شمع را روشن کردم

      چهره ای مردد           

          درون سایه ی لرزانم دیدم

و برق چشمانت را

              روی بوم قرمز کشیدم

وقتی صبح شد

        موهای سپیدم را

         درون چشمان دختران بی شماری دیدم...

/ 13 نظر / 30 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دهکده ما

بهاراونی نیست که بعداززمستان می آید،بهار اونیه که وسط زمستان آفریده می شود.وتو دربهاری ترین روزهایی چون هرروز غرش ابرها وسیاهی روزهایش رامی بینی!! کانی عزیز را سلامی ویژه برسون.

مهر

بله مهم است [خنثی]

زهرا

خیال کن. برای من هم مهم است.

احمد

اگه داري بازار داغي ميكني واسه منم مهمه[دروغگو]

جشنواره تولید صداهای صوتی

دوست بزرگوار برآنیم تا بزرگترین کتابخانه صوتی برای کودکان و نوجوانان ، بویژه کودکان نابینا را ایجاد کنیم . از شما بزرگوار رسما دعوت می شود درخواست همکار افتخاری ما را پذیرا باشید و در اجرای این برنامه فرهنگی ما را یاری فرمایید.

آرمانسرا

بسیار زیبا و ژرفناک بود ، بهره بردم ..... این نیز بگذرد .روزهای زندگی ات سبز باد.[گل]

اسماعیل حسین پور

سلام درسیه رویی ورزگار این واژه های شما روشنای زندگی و تلاطم امواج دریای صداقت اند درود!

سپاهی لایین

نازنین جواد من درود..... اینکه دیگر دیر به دیر - وگاه حتی خیلی دیر- به دیدار این یار بیایی دلیل نمی شود که من شهریاران را نبینم و شعر یاران را نخوانم و تحسینت نکنم... باریک‌الله برازئ جان....هه‌ر بژی.... یادت باشد برای پیر شدن وقت ندارد جوانی که نامش جواد کرمی باشد!... پیری، تنها برفی است که جاده‌های دورافتاده روستا را بند می آورد .... اگر به قدر کافی جوانی نکنیم. مال ئاوا ئازیز....

روژیامزروعی

باسلام وبلاگ خوبی دارین

فرشته

تکراری نبود آقا جواد؟!!!